یک مکالمه‌ی واقعی 2

ژانویه 26, 2010

حمید: تو مگه امتحانات تموم نشده؟
من: چرا، ام‌روز تموم شد.
حمید: خوب پاشو بیا تهران دیگه!
من: ارشد دارم لامصب! اوایل اسفند میام.
حمید: اوایل اسفند؟! می‌خوام سد سال نیای، الآن خونه خالیه!!
من: ؟!؟!


خودکرده را تدبیر نیست…

ژانویه 20, 2010

4-5 سال پیش گهی خوردم و شدم دانش‌جوی کامپیوتر. حالا می‌خواهم بروم، نمی‌گزارند. من پوستین را ول کرده‌ام، پوستین مرا ول نمی‌کند…


من، خر، تیتاب!!

دسامبر 13, 2009

کم‌تر از یک‌ساعت دیگر امتحان الکترونیک دارم که اهل فن می‌دانند چه درس بی‌ناموسی‌ست. مثل احمق‌ها درس و زنده‌گی ام را ول کرده‌ام و نشسته‌ام پای گوگل‌ریدر، که این نوشته‌ی حمید مثل پتک می‌خورد توی مغزم! به‌جان شما هیچ‌کس تا به‌حال این‌قدر من‌را تحویل نگرفته بود!! تو کون‌ام عروسی‌ست حمید!! به‌جان خودم هم‌این فردا می‌آیم تهران، بریم سینما و کوه‌سار و ک.س‌کلک!! (پررو نشو!! حالا من یک چیزی گفتم! بی‌جنبه!!)

این پست احتمالن پی‌نوشت خواهد داشت، شاید دو-سه ساعت دیگر. دعا کنید، اوضاع خراب است!

پی‌نوشت: دارم فکر می‌کنم که چه مزخرفی بنویسم، چیزی به‌ذهن‌ام نمی‌رسد!


اولین ضعیفه‌ای که سوار ماشین من شد…

نوامبر 27, 2009

چندان خوش‌یمن نبود، تصادف کردم!!


کجایی پسر…

نوامبر 17, 2009

مادرقحبه‌گی این اراذل فقط با حضور تو تحمل‌کردنی بود.


خدای من…

اکتبر 31, 2009

خدا را شکر…

اکتبر 29, 2009

الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء


هنوز زنده‌ام…

اکتبر 16, 2009

کنت، دورکیم، سن‌سیمون، مارکس، هگل، فوئرباخ، پارسونز، مرتون، کالینز، دارندورف، گافمن، وبر، اسپنسر، زیمل، مید، پارتو، موسکا، آلتوسر، میلز، فرانک، پولانزاس، هابرماس، مارکوزه، هورکهایمر، هوسرل، شوتس، هومنز، لوی‌اشتراوس، فوکو، بلاو، الگزندر، گیدنز، بودون، بوردیو، بودریلار و حتا خانم جسی برنارد…

اینا منو گاییدن!!


بدرود بلاگ‌فا…!

سپتامبر 23, 2009

بلاگ‌فا دیگر جای ماندن نبود. شیرازی رسمن به شعور آدم توهین می‌کرد. چاره‌ای نبود. دل‌ام برای قالب سفید و ساده و لینک‌دونی گودری‌ام تنگ می‌شود، اما کون لق دنیا!!

وردپرس خرت‌وپرت زیاد دارد، شاید حوصله نکنم بروم دنبال‌اش، و خدا کند که چون‌این شود. باید درس بخوانم. برای‌ام دعا کنید، دعا کنید تا 5 ماه دیگر این‌طرف‌ها آفتابی نشوم.

اگر به‌من لینک داده بودید لطفن اصلاح‌اش کنید، گرچه آدرس قدیمی به این‌جا ری‌دایرکت می‌شود. اگر هم از طریق گوگل‌ریدر این‌جا را پی می‌گرفتید، فقط و فقط از این فید استفاده کنید. ممنون.


فلسطین هم‌این‌جاست…(2)

سپتامبر 16, 2009

دل‌ام می‌خواهد بدانید قدس در قلب من و ماست. دل‌ام می‌خواهد بدانید فلسطین جایی در جغرافیا نیست، آرمانی در روح ماست، فلسطین یعنی آزادی و آزادی هم‌آن چیزی است که ما در خیابان‌های تهران به‌جست‌وجوی آن برخاسته‌ایم. دل‌ام می‌خواهد بدانید سبزها رهایتان نمی‌کنند. سبزها دش‌من شما نیستند، سبزها به‌حکم آزادی‌خواهی با هر جنبشی علیه ستم‌گری هم‌دل و هم‌زبان اند. ما علیه فلسطین نیستیم که خود فلسطینی بودن را سه ماه است در خیابان‌های تهران تجربه کرده‌ایم. ما دش‌من لبنان و زنان و مردان قهرمان‌اش‌ نیستیم که طعم تلخ تحقیر را ماه‌هاست چشیده‌ایم؛ ما ضد فلسطین و فلسطینی نیستیم؛ ضد غصب، سرکوب و آپارتایدیم. قدس ما ام‌روز تهران است… (امیرحسین کامیار)

وقتي مسئله نفي ظلم و تبعيض بر مبنايي عاري از تعلقات قومي، مذهبي، زباني قرار بگيرد آن وقت مي‌تواند به اين‌جا و اكنون ما هم پيوند بخورد. مشترك دانستن بشريت و حقوق بشر، به ما امكان مي‌دهد كه ظلم را در غزه، در برمه يا در تهران، به يكسان ظلم ببينيم؛ كه گرسنگي را به يكسان گرسنگي ببينيم. و به اين كه براي همه غزه‌اي‌ها و برمه‌اي‌ها و ايراني‌ها به يكسان حق عامليت سياسي قايل باشيم. و با اين نگاه پيدا مي‌شود كه خودما چقدر “فلسطيني” هستيم و چقدر به دفاع از فلسطينيان محتاجيم و مي‌فهميم آن هم در اين دنيايي جز خود ما فلسطينيان كس ديگري نيست كه از حق‌مان دفاع كند. (علی معظمی)

امروزما همه فلسطینی هستیم. فلسطین جایی است که ظلم می شود و دادگاهی برای شکایت بردن نیست. جایی است که ادمها تحقیر می شوند. فلسطین ایستگاههای بازرسی است. فلسطین انسانهای بی گناهی اند که جز سنگ وسیله ای برای مبارزه ندارند. فلسطین انسان است و سنگی در دست در برابر ظلم. فلسطین سنگ فرش هایی ست که خون بی گناهان روی ان می ریزد. فلسطین جایی است که مردم از اونیفورم نظامی متنفرند از اسلحه متنفرند ولی تا پای مرگ با دست خالی با دندان با پنجه ی دست مبارزه می کنند. فلسطینی ها مردمی اند که برای تحویل جنازه های عزیزانشان که با گلوله های ظلم شهید شده اند باید پول بپردازند. فلسطینی کسی است که قاتل های خواهران و برادرانش از اوردن اسم عزیزان اش پرهیز می کنند (هزاردستان چمن)